image image image image image
آقای ما نانازه، انشاء الله مبارکش باد

گاهی اوقات یک طوری حرف می زنند انگار اگر اینطوری نشده بود، یک طور دیگری می شد، انگار نه انگار که بالاخره همینطوری می شد. به گفته مسوولان مربوطه " موسوی نمی تواند در دانشگاه تربیت مدرس تدریس کند." سووال: چرا موسوی نمی تواند در دانشگاه تدریس کند؟ جواب: به همان دلیل که نمی تواند رئیس فرهنگستان هنر باشد.
کدام نظام؟ کدام دین؟ کدام دولت؟

جنبش سبز متهم است که با نظام، اسلام، امام، انقلاب اسلامی، دولت، قانون اساسی و رهبر کشور مخالف است. با این اتهام به دو شیوه می توان برخورد کرد. نخست اینکه مثل هر اتهامی که در نظام کنونی قضائی ایران به متهم زده می شود، با تکرار آنها و اجازه ندادن به متهم برای دفاع از خود فرض را بر این گذاشت که چون متهم حق دفاع از خود را ندارد، پس محکوم است و دیگر اینکه اتهام را رد کرد و دلایلی معقول آورد و اتهامی را پذیرفت و اتهامات دیگر را رد کرد. شیوه سومی هم وجود دارد، اینکه بگوئیم برخی از این اتهامات، مانند مخالفت با رهبری نه تنها اتهام نیست، بلکه افتخار جنبش سبز است.  
واژه نامه کودتا (قسمت اول)

محارب(Mohareb ): کسی که در هنگام نوشتن از قلم استفاده می کند. عینکی. قبلا رئیس دانشگاه یا دانشجو بوده است. اصطلاحا به هر کسی که دلیل دیگری برای بازداشتش نباشد گفته می شود. حداقل ده و حداکثر هزار مقاله نوشته است. گروه سنی: بین بیست تا دویست سال. کسی که از موبایل برای تماس تلفنی و از ای میل برای تماس اینترنتی استفاده می کند. مجازات: به اعدام محکوم شده، بعد از یک هفته آزاد می شود و بعدا به سه سال زندان احتمالی محکوم می گردد.
سبزترین روزهای سرنوشت

میرزا فتحعلی آخوندزاده از روشنفکران بزرگ عصر مشروطه در توصیفی از دوران خود، پیشرفت جامعه را به حرکت عرابه ای تشبیه کرده بود که نیاز به هماهنگی و همراهی چهار اسب دارد، او معتقد بود بزرگترین مانع جنبش اجتماعی مشروطه، ناآگاهی و نادانی مردمان بوده است. شاید از همین رو بود که اکثر روشنفکران مشروطه نتوانستند به گفتگو با مردم بپردازند و نومیدی مهم ترین حاصل این وضع بود. در آثار دهخدا و ایرج میرزا همین احساس نادانی و ناآگاهی و عقب ماندگی را می توان دید، آنجا که ایرج میرزا عملا به مردم نادان فحاشی می کند و شرکت بیمارگونه قمه زنان را در مراسم عزاداری امام حسین مصداقی از بلاهت عمومی می داند.
فراماسونی که از قسطنطنیه آمد

فرض کنید که من بنویسم که احتمالا یک موجودات بی شعوری در حکومت هستند که بعید نیست به " میرحسین موسوی" اتهام بزنند که نه تنها رهبر فتنه و عامل استکبار جهانی و جاسوس دشمن و مخالف اصلی امام بوده است، بلکه فراماسون هم هست. بعد هم که از طرف بپرسی در کدام فراماسونری عضو بوده، می گوید " لژ فراماسونری قسطنطنیه" حتما می خواهید بگوئید هیچ احمقی به چنین طنزی نخواهد خندید. علتش هم این است که درست است که همه ماها اسم قسطنطنیه را شنیدیم و احتمالا ممکن است ما را یاد " ذبیح الله منصوری" و ارسطاطالیس و کوالالامپور بیاندازد، منتهی اکثر مردم معتقدند که قسطنطنیه سالهاست که از بین رفته است و احتمالا کسی هم یادش نیست که قسطنطنیه کجا بود.

از میان مقالات

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10

مهم ترین مطالب منتشر نشده
بزودی برای کاربرانی که ثبت نام کرده‌اند قابل خواندن می‌شود

  • فصلی از لیلای مجنون
  • رم، شهر بی دفاع عینکها
  • برنامه روزانه احسان نراقی
  • درباره بهلول
  • صد ترانه محبوب قرن
  • داستان میدان انقلاب
  • شعرهای کودکانه
  • سفرنامه ایتالیا
  • شرح احوال شیخ بهنود




برای دیدن مطالب منتشر نشده که به زودی خواهد آمد باید نخست ثبت نام کنید:
فرم ثبت‌نام

تمام آن چیزهایی که احتمالا ممکن است بخواهید بخوانید و ببینید و بشنوید

می توانید نوشته های تازه ابراهیم نبوی را در این سایت بخوانید، حتی می توانید نوشته های قدیمی او را هم در همین جا ببینید و بخوانید و بشنوید، یعنی با تمام چشم و گوش تان درگیر این وب سایت شوید. مطالب قدیمی افرادی که نمی شناسم، طبیعتا اینجا قرار نمی گیرد، من که نباید مشکل آنها را حل کنم، بروید به سایت خودشان، اما بعضی از دوستانی که زمانی همسایه و همراه شان بودم و حالا هم به نوعی رفیق محسوب می شوند، در " ای نبوی" خواهید دید. ما در اینجا نمی خواهیم بترکونیم، چون اصولا ترکوندن یک عمل تروریستی است و ما از این کارها خوشمان نمی آید، ما فقط از قرتی بازی های مثل نوشتن و فیلم و عکس و موسیقی و سیاست، آن هم نوع سبز آن خوشمان می آید. از جمع شدن این همه چیزهای متناقض و عجیب و غریب در یک جا خیلی تعجب نکنید، من سالهاست که حامل همه این چیز ها هستم.

kootooleh-ha-fp
روی تاریک ماه
notgh-pish-az-dastoor-fp
فرهنگنامه سبز
سفر به خانه آزاد شده
eteraf-fp
sotoon-panjom-fp
roozshomar-fp
goftegooha-fp
saloon-6-fp
فرهنگنامه سبز
سفر به خانه آزاد شده
اعتراف
ستون پنجم

مطالب پرخواننده

زوووم

گروه ای نبوی رمان " نذر" را می نویسند

benz-silver

و بنز نقره ای مدل 2004 پشت چراغ قرمز ایستاد...

و داستانی آغاز شد. نوشتن رمان " نذر" سه سال قبل آغاز شد. بعد از دو سه بار وقفه تمامش کردم. اما، دوباره به آن بازگشتم، بازگشتم تا با همدیگر آن را بنویسیم. " نذر" داستان مردی است که در اثر یک اشتباه ماوراء الطبیعی رئیس جمهور می شود. در اواسط این داستان همه پی می برند که اشتباه شده است، اما جنبش سبزی آغاز شده است..... از نیمه داستان، من با کمک شما داستان را خواهم نوشت، هر طور که شما بخواهید.

عکس‌های منتخب

آخرین نظرات

درباره من

about-me

ابراهیم نبوی خود را یکی از نویسندگان حامی جنبش سبز می داند. چند ماه قبل یازدهمین سال طنزنویسی سیاسی اش را به تنهایی جشن گرفت. دو سال قبل برنامه هایی درباره موسیقی در رادیو زمانه ساخت و چهار سال قبل کارش را با روزآنلاین آغاز کرد. پنج سال قبل " اعترافات" او در صدای آمریکا هر هفته منتشر شد. نبوی شش سال است در بلژیک زندگی می کند. او بعد از آنکه دوبار در سالهای 1377 و 1379 به زندان برود، ایران را ترک کرد. در ایران در نشریاتی مانند حیات نو، بنیان، نشاط، آریا، توس، جامعه و دهها نشریه دیگر می نوشت. او پنجاه و یک کتاب تا به حال منتشر کرده است. نبوی بیست سال قبل نوشتن درباره سینما و داستان نویسی را جدی گرفت. پیش از آن مدتی در صدا و سیما کار می کرد و مدتی مدیر دفترسیاسی وزارت کشور بود. او در سن هجده سالگی وارد دانشگاه شیراز شد و جامعه شناسی خواند و قبل از آن در شهرهای کرمان، جیرفت، رفسنجان و تهران زندگی کرده است. او روز 22 آبان 1337 در شهر آستارا به دنیا آمده است. او ترک است و ترک خواهد ماند.

همکاری با ما

سلام دوستان،

یاری دادن به ما اگر مهم ترین وظیفه شما نباشد، حداقل یکی از نیازهای ماست، باور کردنش مهم نیست، چون خیلی چیزها را من گفته ام که باور نمی کنید، فکر می کنید به این خاطر، به گفتن ادامه نمی دهم؟ پس معلوم شد که یاری دادن به ما مهم است. البته یاری دادن به ما به این آسانی که فکر می کنید، نیست، بلکه برای یاری دادن باید کاری بکنید.

 

یک عکس از آرشیو

images.jpg

نظرسنجی

جنبش سبز چگونه باید پیش برود؟
loading...

از میان طنز ها

سفرکرده ها

یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۷

سفرکرده ها

ابراهيم نبوي

البته تعداد تفاوت ها خیلی بیشتر از ده تاست، حتی بیشتر از بیست تا، ولی نه بیشتر از سی تا، ‏بین بیست و سی. اصولا در هر موردی تفاوت خاتمی و احمدی نژاد بیش از یکی و دو تا و ده ‏تا و بیست تا و سی تاست. فرقش هم یک جوری است که فورا توی چشم آدم می رود و شاید به ‏همین دلیل است که بخاطر حفظ چشم مردم و بخاطر اینکه اگر فرقش توی چشم آدم برود، چشم ‏آدم درد می گیرد و ممکن است ضعیف بشود و یا چپ بشود و یا اگر چپ باشد، دچار نزدیک ‏بینی مفرط به تلویزیون بشود، نه عکس اش را چاپ می کنند و نه صدا و سیما خبر سفر آقای ‏خاتمی را می دهد و نه فیلمش را می گیرند و پخش می کنند، البته شاید این مهم ترین دلیل یا ‏یکی از دلایل مهم استقبال مردم از خاتمی است. ‏

من حتی می خواهم بگویم که اگر خبر احمدی نژاد را هم تلویزیون به جای اینکه 7246 بار ‏در هفته اعلام کند، دو بار اعلام کند، ممکن است از او هم استقبال بشود. چرا که نه. حتی ‏ممکن است غیر از سربازان و دانش آموزان و مدیران شهر، کسان دیگری هم پیدا بشوند که ‏فکر کنند حالا که صدا و سیما اینقدر تبلیغ نمی کند برویم ببینیم واقعا همین یارو رئیس جمهور ‏است، یا شوخی می کنند؟ حتی من پیشنهاد می کنم که یک بار احمدی نژاد سرزده برود به ‏سفر استانی، من مطمئنم همین که هیچ خبری اعلام نشود خیلی ها ممکن است تصادفی هم شده ‏به استقبال او بروند و احمدی نژاد موفق بشود مردم معمولی را هم ببیند. در همین راستاست ‏که من پیشنهاد می کنم بیایید تفاوت سفرهای شهرستانی میان خاتمی و احمدی نژاد را ‏دربیاوریم. به نظر شما این تفاوت ها چیست؟

موهایتان را چکار کنیم؟
در دیدار خاتمی؛ قبل از دیدار موهای مان را شانه می کنیم
در دیدار احمدی نژاد؛ بعد از دیدار موهای مان را با صابون و نفتالین می شوییم.‏

با چه وسیله ای برویم و برگردیم؟
در دیدار خاتمی؛ پیاده می رویم، پیاده برمی گردیم.‏
در دیدار احمدی نژاد؛ با اتوبوس می برند، با اتوبوس برمی گردانند.‏

از مدرسه چگونه به سخنرانی برویم؟
در دیدار خاتمی؛ یواشکی فرار می کنیم و می رویم برای سخنرانی.‏
در دیدار احمدی نژاد؛ می برند برای سخنرانی، یواشکی برمی گردیم خانه.‏
‏ ‏
کفش مان را چکار کنیم؟
در دیدار خاتمی؛ قبل از رفتن واکس بزنیم.‏
در دیدار احمدی نژاد؛ بعد از رفتن پیدا کنیم.‏

در صورت مراجعه به پزشک چه مشکلی وجود دارد؟
در دیدار خاتمی؛ ضرب دیدگی، گلو درد
در دیدار احمدی نژاد؛ دل درد ناشی از پرخوری، سردرد ‏

چه لباسی بپوشیم؟
در دیدار خاتمی؛ لباس مرتب ‏
در دیدار احمدی نژاد؛ یک لباس که اندازه باشد و لباس سربازی نباشد

دست مان را چی کار کنیم؟
در دیدار خاتمی؛ دست بزنیم
در دیدار احمدی نژاد؛ هل بدهیم که فشار ندهند

وقتی طرف حرف می زند چکار کنیم؟
در دیدار خاتمی؛ گوش کنیم تا بفهمیم
در دیدار احمدی نژاد؛ جیغ بکشیم تا بفهمند

احتمالا اگر مادرمان بفهمد برای سخنرانی می رویم چه می گوید؟
در دیدار خاتمی؛ تو رو خدا مواظب خودت باش
در دیدار احمدی نژاد؛ قیافه شو ببین! حیف نون!‏




[ Restart Browsing ]  |  [ Reset Cookies ]  |  [ Hot Stuff ]